غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
466
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
تاخت فرموده بيك يارق اوغلان و تمور خواجه اوغلان و اقتاد را كه در آن طرف بودند بگريزانيد و تمامى اموال و جهات احشام آنحدود را بحيطهء ضبط درآورده عنان سمند جهان نورد بجانب روس تافت و آنولايات را نيز زير و زبر گردانيده دختران ماه پيكر و پسران خورشيد منظر بدست سپاه ظفر اثر افتاد و بعد از فراغبال از قتل و غارت الوس روس صاحبقران بناموس با لشگر قيامت اثر عنان فرس بجانب قوم چركس تافته صداى قتل و غارت در آنولايت نيز انداخته و از آنجا عنان بارهء پرشكوه بصوب البرز كوه معطوف ساختند و در اثناء راه صاحبقران جمجاه بواسطهء تهمتى كه نسبت بامير عثمان عباس گفتند آن بهادر عديم المثال را بياسا رسانيد و چون سپاه پرخاشجوى بالبرز كوه رسيدند ساكنان آنموضع را نيز از شراب انتقام جرعه چشانيدند و قلعه كولا و طاوس را كه دو سردار عظيم الشان بودند قهرا قصرا گرفته هردو مقصد بىدين را بتحت الثرى فرستادند و قلعه پولاد و سمسم را نيز تسخير نموده تر و خشك آنديار را به آتش غضب درهم سوختند و بموضع بوغاز قم رفته آن زمستان آنجا گذرانيدند و در قلب شتاكه مقصود پير و برنا همان بود صاحبقران مظفر لوا اميرزاده محمد سلطان و اميرزاده ميرانشاه و امير حاجى سيف - الدين و ديگر امرا و حشمتآئين را در اغرق همايون گذاشته بنفس نفيس بجانب حاجى ترخان و سراى شتافت و نخست حاجى ترخان رفته حاكم آنجا كه محمدى نام داشت بپاى اضطرار مراسم استقبال بجاى آورد و امير تيمور گوركان او را در خدمت امير جهان شاه و فوجى از امرا و سپاه بسراى فرستاد و ايشان آنموضع را ويران ساخته در وقت مراجعت كه از آب آتل بر روى يخ ميگذشتند محمديرا به زير يخ انداختند آنگاه خسرو آفاق متوطنان حاجى ترخان را كوچانيده بمكافات زنجيرسراى كه اوزبكان سوخته بودند آتش در آن بلده زد و بيورت قشلاق بازگشت و در اول بهار سنه ثمان و تسعين و سبعمائه موافق سيچقان ئيل صاحبقران سعادتمند از يورت قشلاق به راه دربند متوجه شروان گرديد و در اثناء راه چند قلعه ديگر مفتوح و مسخر ساخته متمردان را مغلوب و منكوب گردانيد و چون از شماخى گذشته در لب آب كر نزول اجلال فرمود امير شيخ ابراهيم شروانى كه در آن سفر ظفر كردار ملازم موكب نصرت شعار بود طوئى عظيم ترتيب كرده پيشكشهاى لايق كشيد و صاحبقران دوست نواز بتجديد او را بانعام و خلعت خاص و كمر مرصع بلند پايه و سرافراز ساخته شرف رخصت ارزانى داشت و لواى كشورگشاى از آنجا در حركت آمده منزل اقتام مضرب خيام عساكر سپهر احتشام گشت و از اقتام ميرزا ميران شاه را بولاياتى كه تعلق بوى گرفته بود فرستاد و بعدل و انصاف وصيت فرمود و شاهزاده بآذربايجان شتافته دست راست سپاهش در قراباغ و نخچوان تا او نيك يورت ساختند و دست چپ در سوق بلاق و در گزين تا همدان علم اقامت افراختند و امير تيمور گوركان از اقتام بسلطانيه تشريف برده در آن مقام بر حال سلطان عيسى حاكم ماردين كه از مدت سه سال باز در آن قلعه محبوس بود ترحم فرمود و او را از حبس نجات داده و خلعت عفو و